چکیده:
زمینه: با اینکه طلاق توافقی راهی است که زوجین به شیوهای صلحآمیز، منطقی و خودخواسته به رابطه زناشویی خود پایان میدهند، اما برخی از زوجهای درخواستکننده طلاق توافقی، علیرغم تمامی مشکلات موجود و تجارب ناخوشایند، همچنان تمایل به حفظ و ادامه زندگی زناشویی خود دارند و در فرایند انجام مراحل قانونی طلاق و مشاوره اجباری که لازمه طلاق توافقی است، از تصمیم خود منصرف شده و مسیر سازش را انتخاب میکنند.
هدف: هدف از پژوهش حاضر، شناسایی علل سازش و انصراف از طلاق در زوجین متقاضی طلاق توافقی است.
روش: روش پژوهش، کیفی و از نوع دادهبنیاد بود. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۸ نفر از زوجهایی بود که در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ در جریان مشاوره طلاق در مرکز مشاوره سلامت غرب تهران از طلاق منصرف شده بودند و به شیوه هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمهساختاریافته بود.
یافتهها: تحلیل مصاحبهها با روش استراوس و کوربین (۱۹۹۰)، منجر به استخراج ۱۲۷ کد ثانویه، ۳۱ مفهوم اصلی، ۱۷ مقوله و شناسایی مقوله مرکزی (سازش با شرایط موجود و ادامه زندگی مشترک)، شرایط علی (منابع مالی و اقتصادی، مسئولیتپذیری در قبال فرزندان، فرصت مجدد، ترس از تنهایی و انزوا، عدم وجود حامی و عدم تصمیم قطعی)، شرایط زمینهای (شخصیت وابسته، تعارض با خانواده اصلی، شک و ابهام در تصمیمگیری) و شرایط مداخلهگر (مسائل فرهنگی و اجتماعی، محدودیت فرصتها و عدم استقلال فردی) شد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، مجموعهای از عوامل در تصمیم زوجین به انصراف از طلاق توافقی و سازش دخیل هستند؛ اما بهبود کیفیت زندگی و ثبات روابط زناشویی پس از انصراف از طلاق، مستلزم راهکارهایی است که زوجین برای حفظ زندگی زناشویی خود به کار میگیرند.